نقلانی کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نقلانی کردن . [ ن َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) از آنجا که شب می خورده است به جای دیگر شدن . (یادداشت مؤلف ) : در مستی نقلانی مکن که نقلانی نامحمود بود که گفته اند النقلة مثلة. (قابوسنامه ) (یادداشت مؤلف ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نقلانی کردن . [ ن َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) از آنجا که شب می خورده است به جای دیگر شدن . (یادداشت مؤلف ) : در مستی نقلانی مکن که نقلانی نامحمود بود که گفته اند النقلة مثلة. (قابوسنامه ) (یادداشت مؤلف ).