نمادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نمادن . [ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] (مص ) نمودن . (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ) (از برهان قاطع). نشان دادن . (فرهنگ فارسی معین ). ظاهر کردن . نمایان گردانیدن . (از برهان قاطع) (از آنندراج ) : زآن گشاید فقع که بگشادی زآن نماید تو را که بنمادی . عنصری (از حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ).