نمار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نمار. [ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان نمارستاق بخش نور شهرستان آمل، در ٥٣هزارگزی جنوب غربی آمل و ١٨هزارگزی غرب جاده ٔ آمل به لاریجان واقع است و ٢٠٠تن سکنه دارد. آبش از چشمه، محصولش غلات و لبنیات، شغل مردمش زراعت و گله داری است . مرتع خوش آب وهوای دریاوک جزو این ده است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣). و رجوع به سفرنامه ٔ مازندران و استرآباد ص ١٤٩ شود.
نمار. [ ن ُ / ن َ ] (اِ) ایما. اشاره . (برهان قاطع) (آنندراج ). از برساخته های دساتیر است . رجوع به فرهنگ دساتیر ص ٢٧٠ شود.
نمار. [ ن ِ ] (ع اِ) ج ِ نمر. رجوع به نمر شود. ◄ ج ِ نَمِرة. رجوع به نَمِرة شود.