نماز آوردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نماز آوردن . [ ن َ وَ دَ ] (مص مرکب ) تعظیم کردن . سجده کردن . سر فرودآوردن اظهار بندگی و اطاعت را : دوش ناگاه رسیدم به در حجره ٔ او چون مرا دید بخمید و بیاورد نماز. فرخی . اگر قبول کنی سر نهیم در قدمت چو بت پرست که در پیش بت نماز آرد. سعدی .