نمل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نمل . [ ن َ م َ ] (ع مص ) به خواب شدن دست کسی و سست گردیدن .(از منتهی الارب ). خدر شدن و خواب رفتن دست . (از اقرب الموارد). ◄ برآمدن بر درخت . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ (اِمص ) سبکی . شتاب زدگی . نملان . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء).
نمل . [ ن َ م ِ ] (ع ص ) سخن چین . (منتهی الارب ) (از متن اللغة). نمام . (اقرب الموارد). ج، انمال . ◄ فرس نمل ؛ اسب که به یک جا نایستد، و کذا: فرس نمل القوائم . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). آنکه آرام نگیرد بر یک جا. (مهذب الاسماء). ◄ رجل نمل الاصابع؛ مردی که هرچیز را بیند همان سازد. فرد ماهر در هر کار. (منتهی الارب )؛ مرد چابک دست و چالاک پنجه ای که به محض دیدن چیزی نظیرش را بسازد. (از اقرب الموارد). ◄ کودک نوزاد که به دست وی مورچه نهند، بدین عقیده که با هوش و فراست شود. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ مکان نمل ؛ جای پرمورچه . جای مورچه ناک . (از اقرب الموارد).
نمل . [ ن َ م ُ ] (ع اِ) نَمْل . مورچه . (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ).