نمو یافتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نمو یافتن . [ ن ُ م ُوو / م ُوْ ت َ ] (مص مرکب ) رشد کردن . بالیدن . برآمدن . بالا آمدن . پرورش یافتن : این بزرگ در حجر تربیت پدر نشو و نمو یافته . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص ٢٥٥). بر آن اعتقاد نشو و نمو یافته و عقاید ایشان بر آن مستقیم و مستدیم گشته . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص ٤١٤).