نمونه کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نمونه کردن . [ ن ُ / ن ِ مو ن َ/ ن ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) سرمشق قرار دادن . الگو گرفتن . قدوه و پیشوا کردن . (یادداشت مؤلف ) : زندگانی چگونه باید کرد چه کسان را نمونه باید کرد؟ اوحدی . ◄ تباه کردن . زشت کردن : ونجنک را همی نمونه کند در گلستان به زلف ونجنکی . خسروی . ◄ نامزد کردن . (یادداشت مؤلف ) : چون به نام خودش نمونه کند چون خودش زشت و باشگونه کند. سنائی . ◄ در تداول، اندکی به قصد امتحان از چیزی برگرفتن .