نمک ریختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نمک ریختن . [ ن َ م َ ت َ ] (مص مرکب ) نمک پاشیدن .نمک بر چیزی افشاندن . در غذا نمک کردن : به کام باده کشان تا حلاوتی بخشد ز خنده ٔ تو نمک بر کباب خواهم ریخت . علی خراسانی (از آنندراج ). ◄ در تداول، کنایه از بی مزگی کردن . مزاح و شوخی خارج از ادب کردن .