نمیم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نمیم . [ن َ ] (ع مص ) سخن چینی کردن . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ص ١٠١). نَم ّ. نمیمة. (متن اللغة). رجوع به نم و نمیمةشود. ◄ (ص ) غماز. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). سخن چین . (آنندراج ). ◄ حرکت . نمیمة. (اقرب الموارد). ◄ صوت کتابت . نمیمة. ◄ کتابت . نمیمة. (اقرب الموارد). ◄ ج ِ نمیمة. (از مهذب الاسماء). رجوع به نمیمة شود.