نهالگه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نهالگه . [ ن ِ / ن َ گ َه ْ ] (اِ مرکب ) نهالگاه . شکارگاه . کمین گاه صیاد. (برهان قاطع). و آن زمینی است که بکنند و در آن نشسته خود را پنهان کنند چون شکار بگذرد بر او تیر اندازند. (انجمن آرا) : به کوه برشد و اندر نهالگه بنشست خدنگ پیش بزه کرد همچو چرخ بچنگ . فرخی (از انجمن آرا). رجوع به نهاله شود.