نهامی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نهامی .[ ن ِ می ی / ن ُ می ی ] (ع اِ) صاحب دیر و کلیسا. (منتهی الارب ). راهب . صاحب دیر. (متن اللغة) (اقرب الموارد). ◄ راه آسان . (منتهی الارب ). طریق سهل . (متن اللغة) (اقرب الموارد).
نهامی . [ ن َ می ی / ن ُ می ی / ن ِ می ی ] (ع ص، اِ) حداد. (متن اللغة) (اقرب الموارد).آهنگر. (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء). نهام . رجوع به نهام شود. ◄ نجار. (اقرب الموارد) (متن اللغة). درودگر. (منتهی الارب ). نهام . رجوع به نهام شود.