نهامة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نهامة. [ ن َهَْ ها م َ ] (ع اِ) شیر بیشه . (منتهی الارب ). اسد. (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة). نَهّام . ◄ (ص ) پرخوار. (ناظم الاطباء). رجوع به نَهم شود. ◄ تأنیث نهام است . (اقرب الموارد). رجوع به نَهّام و نَهم شود.
نهامة. [ ن َ م َ ] (ع مص ) نیک آزمند گردیدن به طعام و پر نگردیدن چشم بسیارخوار و سیر نشدن . (از منتهی الارب ). نهم . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به نَهم شود.