نواح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نواح . [ ن ُ ] (ع مص ) گریه و ماتم نمودن به آواز بلند. (از آنندراج ). نوح . نیاح . نیاحة. مناحة. (از اقرب الموارد). رجوع به نیاحة شود.
نواح . [ ن َوْ وا ] (ع ص ) بسیار نوحه و زاری کننده . ◄ (اِ) پرنده ای است شبیه قمری . (از اقرب الموارد).
نواح . [ ن ُوْ وا ] (ع اِ) مأخوذ از تازی، به معنی : نواحی و حوالی و محال و ساحل و کنار دریا. (ناظم الاطباء). رجوع به نواحی شود.