نوازشگری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نوازشگری . [ ن َ زِ گ َ ] (حامص مرکب ) شفقت . مرحمت . مهربانی . (ناظم الاطباء). عمل نوازش گر : نوازشگری را بدو راه داد به نزدیک تختش وطنگاه داد. نظامی . نوازشگریهای بدرام تو برآرد به هفتم فلک نام تو. نظامی . به جای شما هر یکی بی سپاس نوازشگری ها رَوَد بی قیاس . نظامی . ◄ نوازندگی . عمل نوازنده و آنکه آلات موسیقی را به صدا درآورد.