نوباوه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(نُ وِ) (اِمر.) ۱- نو پدید آمده، نو رسیده. ۲- کودک، نوزاد. ج. نوباوگان.مترادفها و واژههای مرتبطاندکسال، بچه، خردسال، صغیر، طفل، کمسال، کمسن، کودک، نابالغ، نارسیده، نوبر، نوجوانواژه قبلی: نوایرواژه بعدی: نوبت