نوبر کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. کَ دَ) (مص م.) میوة نو رسیده خوردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. کَ دَ) (مص م.) میوه نو رسیده خوردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نوبر کردن . [ ن َ / نُو ب َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) میوه ٔ تازه اول بار در آن فصل خوردن یا چیدن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). چشیدن ثمر یا بُقول تازه و نو. (آنندراج ). خوردن میوه ٔ تازه به بازارآمده . (فرهنگ فارسی معین ). بار اول در سال حاضر، خوردن ْ میوه ٔ نورس را. خوردن بار اول نوباوه ای را. (یادداشت مؤلف ). نخستین ثمر درختی را خوردن . نخستین بار در فصل، میوه ای را خوردن : بر فقیران پیشدستی کردن از انصاف نیست میوه چون در شهر شد بسیار نوبر می کنم . صائب (از آنندراج ). ◄ بار اول در عمر به چیزی رسیدن . (یادداشت مؤلف ). به معنی حاصل کردن هر چیز نیز آید. (آنندراج ). مزه ٔ چیزی چشیدن اول بار : طالب کامجو کجا نوبر حال ما کند نیست نصیب بلهوس رتبه ٔ عشق پاک ما. طالب (از آنندراج ).