نوکر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(نُ کَ) (ص.) خدمتکار مرد، چاکر.مترادفها و واژههای مرتبطپادو، پیشخدمت، چاکر، خادم، خدمتکار، خدمتگزار، عبد، غلام، گماشته، مستخدم، هندو ≠ ارباب، کنیزواژه قبلی: نوکواژه بعدی: نوکیسه