نوکیسه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(نُ س) (ص مر.) کنایه از: کسی که تازه درآمدی پیدا کردهاست.مترادفها و واژههای مرتبطتازهبدورانرسیده، ندیدبدید، نودولتواژه قبلی: نوکرواژه بعدی: نوگند