نویم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نویم . [ ن َ ] (ع ص ) مرد کندخاطر نادان، یا گمنام بی اعتبار. (منتهی الارب ). مغفل، و گفته اند خامل . (از اقرب الموارد). نُوَمَة. (از اقرب الموارد).
نویم . [ ن َ ] (اِ) لفظی است که آن را در عربی محض می گویند، همچنانکه گویند بنویم دیدن شناخت، یعنی بمحض دیدن شناخت . (از برهان ) (از انجمن آرا) (از آنندراج ). از برساخته های دساتیر است . رجوع به فرهنگ دساتیر ص ٢٧١ شود.