نوییدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نوییدن . [ دَ ] (مص ) نوحه کردن . (انجمن آرا) (از برهان ). نالیدن . (از برهان ). نوا کردن . (از آنندراج ). به بانگ بلند گریه کردن و زاریدن . (ناظم الاطباء). نویدن . رجوع به نویدن شود : کسی که کان عسل شد چرا ترش گوید کسی که مرده ندارد چرا همی نوید. مولوی (از انجمن آرا). ◄ لرزیدن . (از برهان ). رجوع به نویدن شود.