نگارش
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ن ر) (اِمص.) نوشتن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ن ر) (اِمص.) نوشتن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نگارش . [ ن ِ رِ ] (اِمص، اِ) نگاشتن . (آنندراج ). اسم و حاصل مصدر از نگاشتن . (یادداشت مؤلف ). نقش کردن . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). ◄ تحریر. نوشتن . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). ◄ انشاء. (یادداشت مؤلف ). ◄ نقش و نگار. (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ رسم . (ناظم الاطباء). نقاشی . (یادداشت مؤلف ). ◄ تصویر. (یادداشت مؤلف ). ◄ خط. تحریر. نوشته . (ناظم الاطباء). دستخط. (یادداشت مؤلف ). - اداره ٔ نگارش ؛ انطباعات . (لغات فرهنگستان ). اداره ٔ مطبوعات در بعضی وزارت خانه ها. (از فرهنگ فارسی معین ).
مترادف و متضاد واژهدان
تحریر، کتابت نگاشتن، نوشتن ثبت تالیف
فرهنگ طیفی واژهدان
انشا، نوشتن، تحریر، تألیف، ابداع، خلق، ایجاد، تصنیف، سخنآفرینی، نویسندگی، تفسیر، تدوین، اقتباس، نقل مطلب، الهام قلمفرسایی، اطناب، طولوتفصیل آفرینش، تولید فعالیت ادبی، جمعآوری، گردآوری، تلخیص کار ادبی، آفریده، اثر، آثار نوشتاری و گفتاری، نوشته تحریر، ژورنالیسم، روزنامهنگاری چاپ، راز، نشر تقلب، نسخهبرداری، رونویسی، استنساخ پاکنویسی مدخلبندی، ترقیم، ویرایش مستندسازی تذکرهنویسی