نگران خاطر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نگران خاطر. [ ن ِ گ َ طِ ] (ص مرکب ) آشفته خاطر. مضطرب . پریشان : اصحاب نگران خاطر شدند. (انیس الطالبین ص ٢٠٣). صاحب منزل از آن حال نگران خاطر شد. (انیس الطالبین ص ١٦٧). من قوی نگران خاطر شدم از جهت گریختن غلام . (انیس الطالبین ص ٩٢).