نگران داشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نگران داشتن . [ ن ِ گ َ ت َ ](مص مرکب ) در انتظار داشتن . منتظر گذاشتن . در بیم وامید باقی گذاشتن . مشوش و مضطرب داشتن : روزگاری است که ما را نگران می داری مخلصان را نه به وضع دگران می داری . حافظ.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نگران داشتن . [ ن ِ گ َ ت َ ](مص مرکب ) در انتظار داشتن . منتظر گذاشتن . در بیم وامید باقی گذاشتن . مشوش و مضطرب داشتن : روزگاری است که ما را نگران می داری مخلصان را نه به وضع دگران می داری . حافظ.