نگهبانی نمودن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نگهبانی نمودن . [ن ِ گ َ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] (مص مرکب ) نگهبانی کردن . ◄ مراقبت کردن . پاسبانی کردن : خواجه روزی سوی خانه رفته بود بر دکان طوطی نگهبانی نمود. مولوی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نگهبانی نمودن . [ن ِ گ َ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] (مص مرکب ) نگهبانی کردن . ◄ مراقبت کردن . پاسبانی کردن : خواجه روزی سوی خانه رفته بود بر دکان طوطی نگهبانی نمود. مولوی .