نگهداری نشدن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
جدا شدن، بیگانه شدن شل بودن، هرزبودن، بازی کردن [زنجیر یا تسمه]، گسیخته بودن، جدا بودن، جدا شدن مدعی نداشتن ازچنگ دررفتن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
جدا شدن، بیگانه شدن شل بودن، هرزبودن، بازی کردن [زنجیر یا تسمه]، گسیخته بودن، جدا بودن، جدا شدن مدعی نداشتن ازچنگ دررفتن