نگهداری نکردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
برکنار کردن، منتقل کردن، واگذار کردن، فروختن راندن، ازخود راندن، جدا شدن، طلاق دادن ترک کردن (گفتن)، رها کردن، تسلیم کردن، دادن ازدست دادن غفلت کردن، بیتوجه بودن گسستن، رها کردن، مرخص کردن، دست برداشتن، کنترل نکردن، آزاد کردن سست شدن، کنترل را ازدست دادن، ول کردن، گشودن، باز کردن، بریدن، پاره کردن دل کندن، دست کشیدن، کنارهگیری کردن، استعفا دادن پس دادن، لغو کردن ترک (عادت) کردن انداختن، استفاده نکردن، ترک استفاده کردن معاف کردن چکه کردن، رد کردن، پس دادن، ترشح کردن، باز بودن برگرداندن، عودت دادن بدون چیزی سرکردن، صرفنظر کردن پاس دادن، حواله دادن نگه نداشتن، اسراف کردن، بیحساب خرج کردن، برباد دادن، ولخرجی کردن پابرجا نبودن، نقض عهد کردن، تغییر عقیده دادن کنار گذاشتن، جایگزین کردن دور انداختن، اخراج کردن، بازنشسته کردن، طرد کردن تخلیه کردن