نیرنگ سازی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نیرنگ سازی . [ ن َ / ن ِ رَ ] (حامص مرکب ) شعبده بازی . شعبده گری . مشعبدی . تردستی . حقه بازی . عمل نیرنگ ساز. رجوع به نیرنگ ساز شود : فغان زین چرخ کز نیرنگ سازی گهی شیشه کند گه شیشه بازی . نظامی . شد از چشم فلک نیرنگ سازی گشاد ابروی ها در دلنوازی . نظامی . به یک شعبده بست بازیش را تبه کرد نیرنگ سازیش را. نظامی . - نیرنگ سازی کردن ؛ گربزی و محتالی کردن . حیله گری کردن . غدر کردن : به ماری چو من مهره بازی مکن نبرد آر و نیرنگ سازی مکن . نظامی .