واژه جو

نیک فعالی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نیک فعالی . [ ف ِ ](حامص مرکب ) نیک فعال بودن . نیکوکرداری : از نیک فعالی است همه خلق ستوده یا از تو ستوده ست همه نیک فعالی . سوزنی .

معنی نیک فعالی | واژه جو