هاشم آباد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هاشم آباد. [ ش ِ ] (اِخ ) نام محلی کنار راه همدان و کرمانشاه میان میرعزیز و پاقلعه در ٥١١٥٠٠ متری تهران . (یادداشت مؤلف ). دهی است از دهستان چمچمال بخش صحنه ٔ شهرستان کرمانشاهان، واقع در ٨ هزارگزی صحنه، کنار راه شوسه ٔکرمانشاه به همدان . در دشت قرار گرفته و هوای آن سرد معتدل و دارای ٧٠ تن سکنه کردی و فارسی زبان است . آب آن از رودخانه ٔ باریک و گاماسیاب تأمین می شود. محصول آن غلات، توتون، چغندر قند و حبوبات است . اهالی به زراعت مشغولند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).
هاشم آباد. [ ش ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان شهاباد بخش حومه ٔ شهرستان بیرجند، واقع در ٩ هزارگزی جنوب باختری بیرجند، در دامنه قرار گرفته و هوای آن معتدل است . ٤٢٠ تن فارسی زبان در آنجا زندگی میکنند. آب آن از قنات و محصولاتش میوه و غلات است . اهالی به زراعت مشغولند و صنایع دستی آنان کرباس بافی است . راه مالرو دارد. مزارع تک پهن، علیشاه و سیدمهدی جزء این ده است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
هاشم آباد. [ ش ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان هرات و مروست بخش شهربابک شهرستان یزد، واقع در ٢٢٥٠٠ گزی باختر شهربابک و ٣ هزارگزی خاور راه مروست به هرات خوره . ناحیه ای است جلگه ای، معتدل و مالاریایی و دارای ٣٠٧ تن سکنه ٔ فارسی زبان میباشد. آب آن از قنات و محصولش غلات و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان قالی بافی است .راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١٠).