هاله زدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هاله زدن . [ ل َ / ل ِ زَ دَ ] (مص مرکب ) به دورادور چیزی حلقه زدن و ایجاد کردن : تا درنیاید انجم و افلاک در نظر از دود آه هاله به دور قمر زدیم . علی خراسانی (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هاله زدن . [ ل َ / ل ِ زَ دَ ] (مص مرکب ) به دورادور چیزی حلقه زدن و ایجاد کردن : تا درنیاید انجم و افلاک در نظر از دود آه هاله به دور قمر زدیم . علی خراسانی (از آنندراج ).