هاله شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هاله شدن . [ ل َ / ل ِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) هاله زدن . به دور چیزی گرد شدن : بیا ساقی آن رشک ماه تمام که شد هاله بر گرد آن دور جام . قاسمی گنابادی (از ارمغان آصفی ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هاله شدن . [ ل َ / ل ِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) هاله زدن . به دور چیزی گرد شدن : بیا ساقی آن رشک ماه تمام که شد هاله بر گرد آن دور جام . قاسمی گنابادی (از ارمغان آصفی ).