واژه جو

هرزه مرس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

هرزه مرس . [ هََ زَ / زِ م َ رَ ] (ص مرکب ) سگ هرزه گرد که بیهوده گردش میکند. (ناظم الاطباء). سگ ولگرد و قلاده بریده . در این ترکیب مرس ریسمانی است که به گردن اندازند : آرزو چند به هر سوی کشاند ما را این سگ هرزه مرس چند دواند ما را. صائب .

معنی هرزه مرس | واژه جو