واژه جو

هرزه ورز

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

هرزه ورز. [ هََ زِ وَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خانمرود بخش هریس شهرستان اهر واقع در ٦٠٠٠گزی جنوب خاوری هریس و ٢٩٥٠٠گزی راه شوسه ٔ تبریز به اهر. جلگه ای است معتدل و دارای ١٧٨ تن سکنه . از چشمه ها مشروب میشود و محصول عمده اش غله، حبوبات، سردرختی و شغل مردم زراعت، گله داری و فرش بافی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).

معنی هرزه ورز | واژه جو