هرماس/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(هِ) [ ع. ] (اِ.) ۱- شیر سخت خونخوار. ۲- بچه پلنگ.(هُ یا هَ) (اِ.) اهریمن، شیطان.مترادفها و واژههای مرتبطابلیس، اهریمن، شیطان،اسد، شیرواژه قبلی: هرمواژه بعدی: هرمز