هرم
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(هَ رَ) [ ع. ] (اِ مص.) پیری، کهنسالی.
(هَ رَ) [ ع. ] (اِ.) جسمی مخروطی شکل که قاعده اش مربع یا چندضلعی باشد و وجوه جانبی آن مثلثهایی باشند که همه به یک رأس مشترک منتهی شوند.
(هُ) (اِ.) (عا.) گرمی آتش.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(هَ رَ) [ ع. ] (اِ مص.) پیری، کهنسالی.
(هَ رَ) [ ع. ] (اِ.) جسمی مخروطی شکل که قاعده اش مربع یا چندضلعی باشد و وجوه جانبی آن مثلثهایی باشند که همه به یک رأس مشترک منتهی شوند.
(هُ) (اِ.) (عا.) گرمی آتش.