هزارگان/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~.) (اِ.) نوعی تنبیه و شکنجه، هزار تازیانه.واژه قبلی: هزارپاواژه بعدی: هزاری