هزاری/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(هَ) (ق. کثرت) (عا.) ۱- هزار بار. ۲- مکرر، به دفعات بسیار.واژه قبلی: هزارگانواژه بعدی: هزال