هسبند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هسبند. [ هََ ب َ ] (ن مف مرکب )مخفف هست بند. حسبند. عاشق . سخت شیفته . در تداول، هسبند کسی شدن ؛ سخت عاشق و شیفته ٔ او گردیدن . سخت مفتون و بیقرار شدن . دل بستن . (از یادداشتهای مؤلف ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هسبند. [ هََ ب َ ] (ن مف مرکب )مخفف هست بند. حسبند. عاشق . سخت شیفته . در تداول، هسبند کسی شدن ؛ سخت عاشق و شیفته ٔ او گردیدن . سخت مفتون و بیقرار شدن . دل بستن . (از یادداشتهای مؤلف ).