هست شب، همچو ورم کرده تنی گرم در استاده هوا،/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهگنجور؛ اشعار فارسیگنجور؛ اشعار فارسیهم ازین روست نمیبیند اگر گمشدهای راهش را.واژه قبلی: هاتف اصفهانی | دیوان اشعار | مقطعات | قطعه شماره ۹واژه بعدی: هلالی جغتایی | رباعیات | رباعی شماره ۱