همدم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. دَ) (ص مر.) ۱- رفیق، هم نفس. ۲- هم زبان، هم سخن. ۳- هم پیاله. ۴- پیاله شراب.مترادفها و واژههای مرتبطانیس، جلیس، دلارام، دمساز، رفیق، مالوف، مصاحب، مقترن، ملازم، مونس، ندیم، همزبان، همصحبت، همنشین، یارواژه قبلی: همدلواژه بعدی: همراه