همراه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~.) ۱- (ص مر.) همسفر. ۲- متفق، متحد. ۳- به اتفاق (در طی طریق).مترادفها و واژههای مرتبطدوست، رفیق، موتلف، متحد، متفق، ملازم، ندیم، ندیمه، همقدم، همگام، یارپابهپاواژه قبلی: همدمواژه بعدی: همزاد