همراه شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
همراه شدن . [ هََ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) متفق شدن . همرای شدن : شیر با خرگوش چون همراه شد پرغضب پرکینه و بدخواه شد. مولوی . ◄ قرین شدن . گرفتار چیزی شدن، چون رنج و درد : ز کهرم چو لهراسب آگاه شد غمی گشت و با رنج همراه شد. فردوسی . در غم ما روزها بیگاه شد روزها با سوزها همراه شد. مولوی .