واژه جو

هملک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

هملک . [ ] (اِخ ) قصبه ٔ ختلان است و مستقر پادشاه . شهری است به براکوه نهاده، بسیارمردم، با روستاهای بسیار. (از حدود العالم ).

معنی هملک | واژه جو