هواخواهی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هواخواهی . [ هََ خوا / خا ] (حامص مرکب ) طرفداری . دوستی . علاقه . مساعدت . معاضدت . (یادداشت بخط مؤلف ) : آن میل ها و هواخواهی ها که دیده آمده بود بنشست . (تاریخ بیهقی ). از جانب وی همه راستی و یکدلی واعتقاد راست و هواخواهی بوده است . (تاریخ بیهقی ). گر ببینی ز مرغ تا ماهی همه را باشد این هواخواهی . نظامی . گل کمر بسته در شهنشاهی خاک چون باد در هواخواهی . نظامی .