وابلی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وابلی . [ ب ِ ] (اِخ ) محمدبن اسحاق بن محمدبن الطبل بن وابل الازدی الوابلی مکنی به ابوبکر - منسوب به وابل نیای بنی وابل - الانباری . از اهل انبارو از محدثان بود از احمدبن یعقوب القریحی حدیث سماع کرد. و ابوعبداﷲ محمدبن عبداﷲالصوری از او روایت دارد و متذکر شده است که از او به سال ٤١٨ هَ . ق . در انبار سماع کرده است و گفته است وفات وابلی هم در همانسال بوده است . (انساب سمعانی ورق ٥٧٥ الف ). در کشف الظنون چ دوم ج ٢ ستون ١٣٩٩ تحت عنوان «کتاب الانابة» او را چنین معرفی کرده است : «ابوبکر محمدبن اسحاق بن الطل من وابل المحدث متوفی به سال ٤٣١ هَ . ق .».
وابلی . [ ب ِ ] (ص نسبی ) منسوب به وابل که جد یکی از طوایف عرب است . (از انساب سمعانی ورق ٥٧٥ الف ).