واثلی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
واثلی . [ ث ِ ] (اِخ ) ابراهیم بن اسماعیل مکنی به ابواسحاق از فرزندان واثلةبن الاسقع دوست پیغمبر است و ابوسعد سمعانی با اجازه از او روایت کرده است وی از اهل ماوراءالنهر بود. (لباب الانساب ).
واثلی . [ ث ِ ] (ص نسبی )منسوب به واثله جد جاهلی عرب . (از انساب سمعانی ).
واثلی . [ ث ِ ] (اِخ ) حمران بن المنذر... که به گفته ٔبخاری از ابوهریره سماع کرده است . (لباب الانساب ).