واژه جو

واجب فی العمل

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

واجب فی العمل . [ ج ِ ب ِ فِل ْ ع َ م َ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) امری که برای ما لازم است به دلیلی که در آن شبهه است مانند خبر واحد. (از تعریفات جرجانی ). که قطعی الصدور نیست و در عین حال عمل به آن واجب است .

معنی واجب فی العمل | واژه جو