وازگون/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوموازگون . (ص ) واژگون . باژگون . سرنگون و باژگون . (ناظم الاطباء). رجوع به واژگون شود.واژه قبلی: وازکتومیواژه بعدی: وازیج