واعیة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
واعیة. [ ی َ ](ع ص ) مؤنث واعی . حافظ و نگهبان . (غیاث اللغات ). ◄ نگاه دارنده و شنوا و شنونده . (منتهی الارب ) (از آنندراج ). شنوا. (ناظم الاطباء) : گرچه ناصح را بود صد داعیه پند را اذنی بباید واعیه . مولوی . و رجوع به واعی شود. ◄ فریاد و غیوکننده . (آنندراج ). ◄ (اِ) بانگ و فریاد. (منتهی الارب ). صراخ . صوت . (اقرب الموارد). ◄ بانگ بر مرده . (از اقرب الموارد). سخت گریستن بر مرده . بانگ و فریاد بر مرده . زاری بر مرده . رجوع به واعی شود.