واعی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
واعی . (ع ص ) نگهدارنده . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). نگهبان . حافظ. (از ناظم الاطباء). ◄ والی . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). قیم : واعی الیتیم . ◄ یادگیرنده . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). ◄ شنونده . (اقرب الموارد). گوش دهنده : اذن مؤمن وحی ما را واعی است آنچنان گوشی قرین داعی است . مولوی .